پارادوکس های بی معنی

این جا، پارادوکس ها نیز، بی معنی است...... من همان فرشته مرده هستم، دیگر خرمگس داستان هایم را مینویسد

عقربه ها که میچرخند

 

دیوانه میشوم

 

فکر کنم برای عاقل شدن

 

تا آخر دنیا باید صبر کنم

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/۳۱ساعت ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ توسط خرمگس نظرات () |

هی هاااااات...

 

تو کجایی ای مرد؟!؟!

 

آسمان را ماه برد...

 

تو خواب را وعده ام میدهی؟!؟!؟

 

جادوگر

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٢/٢٩ساعت ۱:٥٢ ‎ق.ظ توسط خرمگس نظرات () |

انقدر آینه ها را عوض نکن

 

آینه ها جادو نمیکنند..

 

دیگر باید باور کرد

 

تو دیگر خودت را نمیشناسی............

 

 

انقدر آینه ها را عوض نکن     آینه ها جادو نمیکنند..     دیگر باید باور کرد     تو دیگر خودت را نمیشناسی............

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/٩ساعت ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ توسط خرمگس نظرات () |

 
پرده ها را خوب بنگر...

این جا سیب میوه بهشت است...

همان که از بهشت بیرونم کرد....

این جا شراب جهنمیست...

همان که در بهشت وعده ام میدهند...

پرده هارا خوب بنگر....

پارادوکس ها بی معنی نیست...

ذهن ها دیوانه اند.

 

پرده....

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/٧ساعت ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ توسط خرمگس نظرات () |

 

وبلاگ قبلی به خاطر مشکلات زیاد، به این جا منتقل شد، فکر کنم باید به یکی دو نفری که بودن بگم بیان از اینور.... به هر حال... اینم یه جور شروعه واسه یه 2 سال دیگه که اینم خراب شه!!!!!!

 

اون وبلاگ با 3  4 سال تجربه دیگه به درد نمیخوره....

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/٧ساعت ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ توسط خرمگس نظرات () |

Design By : Mihantheme